کنسرتویی به یاد یک فرشته
-
تاریخ: 1396/4/31 ساعت: 2:34
- تو کی هستی؟ چرا از من مراقبت میکنی؟ تو برادر من نیستی! - نه، مستقیما. - یعنی چی؟ - من میتونم با تو احساس برادری داشته باشم، حتی اگه هم خون ات نباشم. - مسخره ست! ما فقط از راه خونی برادر می شیم و باقی قضایا بهانه ست. - واقعا؟ مگه توی محله ات ندیدی که برادرها با هم دعوا کنند یا از هم متنفر باشند؟ م
ناشناس
-
تاریخ: 1396/4/31 ساعت: 2:34
گر دست دهد خاک کف پای نگارمبر لوح بصر خط غباری بنگارمپروانه او گر رسدم در طلب جانچون شمع همان دم بدمی جان بسپارمهرچه میخواهد دل تنگم، اینجا، مجالی ست برای گفتنش...به مدد مولایم، یوسف زهرا...یا مهدی!* دوست ندارم خواننده آقا داشته باشم..مخاطب دلنوشته هایم بجز شخص پدرم، همگی از جمعیت اناث میباشند..!آن
واو مثل.... وداع!
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 8:43
چند وقتی میشود که در جواب نظرات مخالف عقیده خودم فقط یک کلام میگویم باشه.. چشم.. صحبت را تمام میکنم برود پی کارش.... خیلی وقت است حوصله کل کل ندارم... حوصله آدمها... حوصله اینجا... حوصله سفر... حوصله خانواده... دوست... آشنا... و واقعا حوصله ندارم بابت دلنوشته هایم به آدمها پاسخگو باشم.... حالا که ب
مشهد فراق
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 8:43
تمام تهران بوی نبودت را می دهد مرد قرار نبود اینهمه عاشق باشم اینهمه شیدا اما حالا با موهای پریشان روی آشفته چشم های اشک آلود چشم دوخته ام به صفحه موبایلی که سالهاست کار نکرده تا شاید لحظه ای برای هزارمین بار بگویی دوستت دارم و من برای هزارمین بار یک لحظه را هزار بار زندگی کنم... + تنهایی را توی
هل یستوون اختی...؟
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 8:43
جنس دوستانم عوض نشده... هنوز طلایند... اما خاک گرفته... بوی خدا از صد متری شان شنیده میشد... بوی تواضع... بوی مبارزه... بوی استقامت... بوی زندگی... بوی دین... بوی اخلاق... اما حالا خاک دنیا طلایشان را پوشانده... غم دارم برایتان کاش میدانستید چه چیزی را به چه چیزی میفروشید... متاع دنیای بیار
حیرانی
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 8:43
گر دست دهد خاک کف پای نگارمبر لوح بصر خط غباری بنگارمپروانه او گر رسدم در طلب جانچون شمع همان دم بدمی جان بسپارمهرچه میخواهد دل تنگم، اینجا، مجالی ست برای گفتنش...به مدد مولایم، یوسف زهرا...یا مهدی!* دوست ندارم خواننده آقا داشته باشم..مخاطب دلنوشته هایم بجز شخص پدرم، همگی از جمعیت اناث میباشند..!آنچ...
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش...
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 8:43
آه.. چقدر دلتنگم... دلتنگ آخرین نظرات... چک کردن های مداوم... حالا یعنی چه کسی مطلبم را خوانده... مخاطب هدف... مقصودم را فهمیده... مخاطب نامعلوم... کسی درکم کرده... مطالب دوستان... کسی حالش به حالت گره خورده... کسی نوشته... مخاطب شده ای... حس کرده ای احساسی را... چقدر دلم طلب اصالت دارد... طلب اینجا